خبرگزاری مهر: هنر مدرنیسم، مهمترین کتاب ساندرو بکولا، حاصل ده سال پژوهش روشمند است که وی در آن یک دوره دویست ساله از تاریخ غرب (دهه 1790 تا دهه 1990) را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. وی در این کتاب تحولات موازی در علم، فلسفه، سیاست و تاریخ اجتماعی سده بیستم را پی میگیرد و بر وجوه ارتباطی آنها و پیوندشان با جریان هنر این دوران تأکید میکند.
پژوهش گسترده او نه فقط سبکها و جنبشهای هنر، بلکه همچنین خصوصیات زندگی و و آثار بسیاری از هنرمندان سدههای نوزدهم و بیستم را نیز در بر میگیرد.
بکولا دیدگاه و روش تحقیق خود را به طور مبسوط در مقدمه کتاب شرح داده است. ضوابط تحقیق او بر مبنای سه تز اصلی استوار است: نخستین تز این است که تلفیق امر عینی و ذهنی و یا وحدت دو عنصر آپولونی/دیونوسوسی (به تعبیر نیچه) شرط تعیین کننده هر تجربه هنری است.

در دومین تز، مدرنیسم به مثابه یک عصر فرهنگی مستقل و دارای پارادایم خاص دانسته میشود که از حدود سال 1870 آغاز میشود و تحولی منسجم، پیوسته و با معنا را نشان میدهد. به تعبیر بکولا ایده اساسی مدرنیسم – تصور واقعیت نامشهود و وحدت بنیادین کل هستی، نظم عام و فراگیر نیروهای فیزیکی، زیستی، روانی و فکری – فرم و بیان هنری نوینی را ایجاب میکند.
در تز سوم، تحول هنر مدرنیسم با چهار نگرش بنیادین شامل نگرشهای رئالیستی، ساختاری، رمانتیک و سمبولیستی مشخص میشود. این نگرشها با یکدیگر پیوند دارند، اما تقدم یکی از آنها تعیین کننده ویژگی آثار و شیوه بیان هنرمند است.
بکولا در این کتاب، تز نخست را در تحلیل روانکاوانه شخصیت هنرمندان و محتوای آثارشان به کار میگیرد و بر مبنای تزهای دوم و سوم مدلی برای توضیح کار هر هنرمند از جنبههای روانشناختی، سبکی و تاریخی در متن تحول مدرنیسم و در ارتباط با اثار هنرمندان دیگر ارائه میکند. بررسی تحلیلی او بر این اساس تا مرحله فروپاشی ارزشها و معیارهای هنری مدرنیسم پیش میرود و با نقد جریان هنر پستمدرنیستی به پایان میرسد.
اگرچه بکولا در کتاب خود، "هنر مدرنیسم"، روش تاریخی را برگزیده است اما کتاب وی بیشتر از آنکه درباره تاریخ هنر باشد، کوشیده است خطوط اصلی تحول مدرنیسم را در پیوند با تحولات مشابه در حوزههای گوناگون علوم، فلسفه و سیاست نشان دهد.


نظر شما